آیا همه ی مشکلات از دولت سرچشمه می گیرد؟
دوست عزیز، ناچارم تا با بعضی از قسمت های نوشته ی شما مخالفت کنم. این که همه ی مشکلات را بر گردن دولت بیندازیم گمان نمی کنم کار درستی باشد. بالاخره این دولت (یا دولت های قبلی) از متن این جامعه برخاسته اند و تفکیک ملت و دولت کار دشواری است. اتفاقا در موارد بسیاری دولت عزم کرده است که رفتاری را درست نماید اما بدنه ی جامعه مخالفت می کند. آیا دولت می گوید که مردم این گونه دیوانه وار رانندگی کنند؟ در حالی که این قدر پلیس و پلیس نامحسوس و دوربین کار گذاشته است. بگذار تا یک مثالی بزنم. چند وقت پیش کار من به دارایی افتاد. مشکلی که پیش آمده بود به من ربطی نداشت و تقصیر کارمند آنجا بود اما اون کارمند می خواست با فشار به من و از طریق من مشکل خودش را حل کند. خلاصه من یکی- دو روز هی رفتم و هی اومدم و حتی با رییس اون کارمند هم صحبت کردم اما فایده ای نداشت. یک روز که از پله داشتم می رفتم بالا دیدم چشمم به یک آگهی افتاد که در اون نوشته بود که برای تکریم ارباب رجوع در صورتی که به مشکل برخوردید به آقای فلان و فلانی مراجعه کنید. من رفتم پیش اون آقا. بر خورد خیلی خوبی داشت و اون کارمند را صدا کرد (و با این که اون کارمند هم اعتراض می کرد) گفت که مشکل به این آقا ربطی ندارد و همونجا دستور رسیدگی را داد. من هم خوشحال و خندان اومدم بیرون. اما من چندین روز دیگه هی می رفتم و هی می اومدم از دست این کارمندها. شده بود قضیه ی یک روز قیف بود قیر نیود. یک روز قیر بود قیف نبود. چون باید هم دو تا کارمند و رییس و مسئول دبیرخانه و این ها همه با هم حضور داشتند. خلاصه ما هم که بیخیال شدیم. ببین تو این مثال دولت ساختار را درست کرده است. تکریم کرده ارباب رجوع را. خوش اخلاق ترین کارمند را هم گذاشته مسئول اما بدنه اون وزارتخونه همراهی نمی کند. دولت نمی تواند رفتار کارمندان را تغییر بدهد. البته بعضی می گویند که دولت ها هستند که روی ملت ها تاثیر می گذارند. این جا قضیه ی مرغ و تخم مرغ پدید می آید که کدام اول بوده؟ آیا دولت ها روی مردم تاثیر گذارند یا دولت ها به دلیل این که از متن جامعه برخاسته اند متاثر از جامعه اند. خب بگذار به چند صده قبل که دولت ها این قدر وسیع نبودند و در نتیجه تاثیرگذاری آن ها این قدر زیاد نبود برویم جایی که بعضی جهانگردان به ایران آمده اند و برداشت های خود را نوشته اند. ببین ایرانی ها را به چه صفات منفیی ذکر کرده اند. من منکر تاثیر دولت ها نیستم بلکه می گویم اگر دولتمردی نفس مسیحایی داشته باشد می تواند روی کل جامعه تاثیر بگذارد. این ها استثناء هستند اما از هیچ کس نمی توان انتظار چنین نفسی داشت. نمونه های بارز تاثیر گذاری یک نفر بر کل جامعه را می توان در رابطه ی جامعه ی ایران و لبنان با امام خمینی و امام موسی صدر دید. می دانی که ژاپن پس از جنگ توسط آمریکا اشغال شد. فرمانده ی آمریکایی ژاپن، ژنرال مک آرتور، بدون هماهنگی با مرکز، خودش به کره حمله می کند و همین باعث می شود که استیضاح شود. ژاپنی ها به حمایت از وی اقدام می کنند و عنوان می کنند که وی به ما درس دموکراسی داده است. حالا هم یک موقع شخصی از خارج می آید و درس هایی به داخلی ها می دهد. حالا چرا مثال وطنی نزنیم. همین افشین قطبی که همه نوع رفتار و کردارش را تحسین کردند و به گفته حاج رضایی وی درس های زیادی به فوتبال ما داد، فوتبالی که بزرگانش لات و لوت هایی مثل علی دایی و قلعه نویی هستند و تازه این ها توی بقیه نوبرند و مربی تیم ملی.
