من یتوکل الله فهو حسبه
"
هر که بر خدا توکل کند پس خدا وی را بس است
توکل مرحلهای متاخر از توحید، ایمان و امید است. ابتدا انسان باید به خدا به عنوان تنها تاثیرگذار در امور عالم ایمان داشته باشد سپس به یاری و رحمت و حکمت وی امیدوار باشد و بالاخره به او توکل نماید.توکل مقامی است که جز از طریق طی کردن پله های ابتدایی آن (توحید، ایمان و امید) کسب نشود.در رسیدن به اهداف دو دسته اسباب تاثثیرگذارند: اسبابی که در حدود و اختیارات ما است (که عموما مادی هستند) و اسبابی که از حدود و اختیارات ما خارجند (که عموما غیر مادی هستند). انسان متوکل ضمن ایجاد تمام اسبابی که در حدود وی است، خداوند را به عنوان تنها موثر در امور به رسمیت شناخته و ایجاد سایر شرایط را از او انتظار دارد.نقش توکل در کارها و امور انسان یک تغییر دهنده نگرش است. جان آدمی با توکل دگرگون می شود نه اینکه جهان مستقل از انسان دگرگون شود. و درست به دلیل اینکه توکل در انسانهای متوکل جان را زیر وزبر می کند، جهانشان را نیز به واسطه تحول انسان متحول می کند. توکل منش انسان را عوض می کند، دل را از اضطراب و نگرانی دور و آرامش و اطمینان را به ارمغان می آورد، اما خداوند مسببات امور را جز به همان اسباب پدید نخواهد آورد خواه مادی باشد و خواه از جنس تدبیر. و از این رو هنگامی که آن مرد اعرابی شتر خود را رها کرد و گفت : "توکلت علی الله" رسول گرامی ما فرمود: " ببند زانوی اشتر را و توکل کن"*