این دفعه موضوعی که دربارهاش مینویسم مبتلا به خیلی ایرانیان و علی الخصوص کسانیکه در خارج از کشور زندگی میکنند است.
اون اوایل سال یکی از مسئولان بخش زبان دانشگاه به من گفت که اشکال خارجی ها این است که نمی تونند مکالمه را ادامه بدهند مثلاً وقتی ازشون میپرسی چه ساندویچی دوست داری یک کم فکر میکنند و میگویند همبرگر و تمام. اما وقتی همین سؤال را از یک آمریکایی میپرسی می گه که مثلاً من ساندویچ تخم مرغ و گوجه دوست دارم وقتی میرفتم مدرسه همیشه مادرم صبح ها تو کیفم می ذاشت من اوایلش متنفرم بودم تا یک بار … منظور اینکه می تونه راجع به یک سؤال ساده پنج دقیقه صحبت کنه.
این یک تبحر است که بسیاری از آمریکایی ها دارند و می دونند چطور از چیزی که حتی هیچ چیزی دربارهاش نمیدانند موضوع برای گفتگو در بیاورند. تبحری که من اصلاً ندارم. مثلاً اون اوایلی که اومده بودم بوستون یک شب با یکی از بچههایی که علوم انسانی می خوند رفته بودیم بیرون ساندویچ بخوریم حالا در همون مدت بیست دقیقه ببینید این چطور سر بحث را باز کرد که مثلاً در دوره فوق چی کار می کردی. من اگر موضوع تزم را بنویسم بیش از 99 درصد کسانی که عمران و مکانیک خواندهاند احتمالاً فقط دو کلمه ازش می فهمند. حالا این بیچاره هی سعی میکرد بحث را ادامه بده من هم سختم بود توضیح بدهم چون خیلی تخصصی بود و هم اینکه خودم هم دربارهاش نمی دونستم. مثلاً وقتی گفتم نانوسیم گفت چیه من یک کم توضیح دادم (از همون تعریفهای یک خطی) بعد گفت چه کاربردی داری گفتم مثلاً در ساخت مدارها بکار میرود (ببینید باز هم یک خطی) خلاصه اون به در و دیوار میزد که حرف بزنیم ولی من همش در بسته نشونش می دادم.خودم شرمنده شدم
چند شب پیش با یک سری از بچهها میرفتیم بیرون. توی مترو یکی از بچههایی که تازه اومده و باز علوم انسانی می خوند اومد کنارم ایستاد و پرسید که رشته ات چیه و .. گفت من فکر میکردم ادبیات می خونی چون همیشه فیس بوکت شعر و اینها مینویسی : دی. دقیقاً همون ماجرای قبلی تکرار شد اما من این دفعه آمادهتر بودم. از کاری که میکنم پرسید و من به صورت کلیتر از نانوتکنولوژی حرف زدم. چیزی هایی گفتم که از تلویزیون ایران بارها در مورد کاربردش شنیده بودم و اون هم هی تعجب می کرد (حالا یا واقعا نشنیده بود یا می خواست این طور وانمود کنه نمی دونم). دوتا از دوستاش را هم با خودش آورده بود اون ها هم در بحث همراهی میکردند. واقعاً اون تلاش میکرد که بتونه سؤال در بیاره. خلاصه حدود ده دقیقه مسیر ما به خوبی گذشت. فقط مشکلی که بود این بود که بحث ما یکطرفه بود اون میپرسید و من جواب میدادم
ادامهاش را انشاءالله دفعه بعد می نویسم