به پیوست نوشته ی قبل
حرفم سر آن بود که در مشرق زمین به خصوص ایران، غم اصالت بیشتری به نسبت شادی دارد و این بدان معنی نیست که رد پای شادی را نتوان در زندگی هایمان جست. حتما موارد بی شماری هم می توان یافت که بر شادی ها و خوشی هایمان دلالت دارد. اما هم چنان باز معتقدم که اصالت را به غم می دهیم. ببینید در تمام پهنه ی مشرق زمین تا چه حد به ساخت آرامگاه ها بها می داده اند، اقوام مشرقی همگی در این که مراسم وداع با مردگانشان بسیار با شکوه بوده و هست، مشترکند. همین هند که بدان اشاره کردید، فیلم های هند به وضوح روحیات غم پرستانه یشان را به تصویر می کشد. اصلا اوج هنر هند را می توان در معماری تاج محل دید که آن هم یاد بود مرگ همسر شاه جهان است ( بماند که یکی از معمارهای اصلی تاج محل ایرانی بوده ). یا همین معماری ایرانی، هیچ دقت کرده اید شاخص ترین نماد معماری ایرانی اسلامی، "گنبد" چه شباهتی به قطره ی اشک دارد ... از این دست موارد فراوانند.