مصلا
این دفعه واقعا طولانی شد اما چاره ای نبود و مدت ها می خواستم این حرف ها را بزنم. نمایشگاه کتاب امسال بهانه ای شد برای نوشتن. موارد مهمتر با مشکی مشخص شده اند.
مصلای تهران شکیل ساخته شده است. سقف و کف شبستان اصلی به زیبایی تزئین شده اند. حتی از جهت سازه ای نیز قابل توجه است. در قسمت بزرگی از شبستان و در دهانه ای شاید بیش از پنجاه متر تنها یک ستون وجود دارد. همچنین مصلا به دلیل دسترسی به سه بزرگراه حقانی، حکیم و مدرس و خیابان وسیعی چون عباس آباد، نیز وجود مترو در شمال و جنوب آن یکی از بهترین نقاط شهر به جهت دسترسی است اما
یکم: معلوم نیست این مصلا به چه جهت ساخته شده است! و چرا این قدر بزرگ به طوری که قسمت مسقف آن بزرگ ترین مسجد کل دنیاست حتی بزرگ تر از مسجد النبی و مسجد الحرام که در ایام حج بیش از دو ملیون زائر دارند. خب نماز عید فطر که سالی یک مرتبه است و تازه در آن از قسمت مسقف استفاده نمی شود در نتیجه کافی بود که همین زمین را آسفالت کنند. نمازهای جمعه هم به دلیل آن که در بعضی ایام واقعا تعداد بسیار کمی از این شهر چند ملیونی در آن شرکت می کنند به نحوی که زمین چمن (سابق) دانشگاه تهران به زحمت پر می شود چه برسد به وسعت بسیار زیاد این جا، امکان برگزاری در این جا را ندارند. شاهد آن که نماز عید قربان که معمولا به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار می گردد و بالتبع شرکت کنندگان کمتری دارد در همان دانشگاه تهران اقامه می گردد. تاکنون فقط یک نماز جمعه در مصلی به امامت رهبر انقلاب برگزار شده است.
دوم: گنبد این مسجد پس از ساخت بزرگ ترین گنبد جهان و مناره های آن نیز بلندترین مناره های جهان خواهند بود. بدین ترتیب یکی از آرزوهای آقایون به جهت ثبت در ترین ها به سرانجام رسید. اما در کشوری که فقر غوغا می کند و همین دیروز در خبرها آمده بود که مادر و دختری به دلیل گرسنگی و فقر با قرص برنج خودکشی کرده اند این همه گشادبازی به چه کار مردم می آید. این که روی رواق شرقی ایوان مدائن بسازند چه دردی از آن مفلوک گوشه ی خیابان که در سرمای امسال جان داد دوا می کند. اصلا مناره به این بلندی را می خواهند در ...(استغفر الله!!)
سوم: در آموزه های دینی آمده است که مسجد هرچه باید ساده باشد و در خبر است که در آخرالزمان امام مساجد پر زرق و برق را خراب می کند. ساختن چنین مسجدی کجا با آموزه های شیعه انطباق دارد (راجع به قضیه ی "مصادره ی قوانین اسلام در جهت منافع خود" بعدا بیشتر می نویسم)
چهارم: در داستان ها آمده است که هنگامی که انوشیروان کاخ خود را می ساخت به جهت آن که خانه ی پیرزنی را که در کنار آن جا قرار داشت خراب نکند در نقشه ی ساخت کاخ تغییراتی داد. راستش آن که دوران راهنمایی ما در مدرسه ای به جا مانده از فرانسویان به نام سن لویی طی شد که درست در مصلا قرار داشت. از در خیابان آپادانا که وارد مصلا می شدی پنجاه متر جلوتر مدرسه ی ما بود. واقعا هم مدرسه ی بسیار خوبی بود هم از جهت ظاهر و هم از جهت محتوا. بهترین دوران تحصیل من در تحصیلات مقدماتی در این مدرسه طی شد. از همان سال اولی که ما وارد شدیم قصد تخریب مدرسه را داشتند و یکی دو سال بعد از فارغالتحصیلی ما هم آن جا را خراب کردند. در این مدت هم مسئولین مدرسه و هم اولیا از هیچ تلاشی فروگذار نکردند و با هر که دستشان می رسید صحبت کردند اما سمبه ی آنان پرزور تر بود. باز در داستان دیگری هست که انوشیروان به شکار رفته بود و برای طبخ غذا نمک نداشتند. غلامان و مستخدمین را فرستاد تا نمک تهیه کنند و تاکید کرد که نمک را به قیمت بخرند. مستخدمین معترض شدند که قربان نمک که قابلی ندارد که به قیمت بخریم یا نه. انوشیروان پاسخ داد که در ابتدای عالم ظلم این مقدار نبوده است، به تدریج ظلم ها روی هم جمع شده است و شده است این. حال این ها داستان باشد یا حقیقت کاری نداریم و غرض چیز دیگری است. به قول مولوی " دانه ی معنی بگیرد مرد عقل".
پنجم : مدت ساخت. همان طور که گفتم از سال اول راهنمایی ما شاهد بودیم که این پروژه در حال ساخت است یعنی 15 سال بل بیشتر است که این پروژه دارد ساخته می شود و معلوم هم نیست که کی می خواهد تمام شود. حداقل از دو – سه سال گذشته تا حالا که فقط قسمت گنبد آن کمی و فقط کمی پیشرفت داشته است. از جهت بودجه هم که ماشاء الله مشکلی نیست. همه ی مسئولین مملکتی هم از آن بازدید کرده اند و بر ساخت آن تاکید ورزیده اند.
ششم: مساله ی مترو. این مصلا به این بزرگی حاضر نشده است دویست متر فضا در اختیار مترو (که برای مصلا کشیده شده است) قرار بدهد. در مترو عباس آباد در قسمت شمال خیابان (که در مصلا واقع است) تا مدت ها بسته بود و مردم برای رسیدن به مترو باید از عرض این خیابان وسیع که شبه بزرگراه است و ماشین ها با سرعت واقعا زیادی در آن حرکت می کنند عبور می کردند. پل عابر هم حداقل دویست- سیصد متر آن طرف تر قرار گرفته است. خلاصه احتمالا این قدر در عرض این خیابان آدم تلف شدند که مسئولین مرحمت کرده و کمی از آن ارث پدری و خون جگر خود گذشتند و حاضر شدند یک راه باریک را با سیم خاردار و چه و چه جدا کنند و برای دسترسی به در شمالی (واقع در خود مصلا) در اختیار این رعیت مفلوک قرار دهند. متروی شمال مصلا هم که وضعیت فوق العاده وخیم تری داشت و دارد. تاکسی های فراوانی برای مسافرکشی جمع می شدند و مردم هم گاه تا وسط اتوبان!! برای سوار شدن می آمدند. خلاصه وضع اسف ناک بود تا بالاخره بعضی به فکر افتادند و وسط اتوبان!! دیوار کشیدند و راه باریکی درست کردند و این یعنی مقدار زیادی از عرض اتوبان را گرفتن به بیان حمل و نقلی یعنی همه ی خرجی که شده است تا اتوبان چهار بانده (در هر طرف) درست بشود را دور ریختن و عرض موثر را (حداقل در آن حوالی) به سه یا دو باند رساندن. نمی دانم که جاهای دیگر دنیا (غیر از اتیوپی و اریتره) از این حماقت ها می شود یا نه ولی آخر مادر فلان می مردی یک چند متر از آن را به مترو می دادی؟
هفتم : نمایشگاه. خلاصه این چرت و پرتی که ساخته اند روی دست آقایون مانده است که چه کنندش. تا صیغه ی مسجد خوانده نشده است (که فکر نکنم هیچ وقت بخوانند) تصمیم گرفتند که نمایشگاهش کنند. نمایشگاه پوشاک، قرآن و این اواخر هم کتاب. نگفتند هم که این جا به عنوان مصلا ساخته شده است چه ربطی به نمایشگاه دارد. فقط از سقفش استفاده می شود. چون برای کاربری نمایشگاه ساخته نشده است در نمایشگاه کتاب غرفه ها تو در تو واقع شده اند و نمی توانی از یک طرف بروی و از طرف دیگر در بیایی و مطئمن باشی همه جا را دیده ای. تازه این مربوط به قسمت شبستان است که کامل شده است و از نور خوبی هم برخوردار است چه برسد به رواق ها که کامل نیستند و یا قسمت زیر زمین که با آن سقف کوتاهش و نور پردازی مزخرف واقعا جایی برای نفس کشیدن نمی گذارد. البته همان طور که اولش گفتم مصلا در جای خیلی خوبی قرار گرفته است و در طول برگزاری مشکلات بسیار بسیار کمتری برای اهالی محل و رهگذران نسبت به نمایشگاه بین المللی ایجاد می کند.
هشتم : کاربرد بهتر. از این فضای به این بزرگی قطعا ممکن بود استفاده های بسیار بهتری کرد از جمله امتداد خیابان آپادانا و کاهش از بار ترافیکی بهشتی، ساخت دانشگاه (الان در دانشگاه ما آن قدر ساختمان ها بغل هم بغل هم ساخته شده است که صدای همه را در آورده است و دیگر هیچ جایی باقی نمانده است)، ایجاد پارک و هر چیز دیگر به غیر از مصلا.