الکسی پسری است که فیزیک می خونه و دیگه در آستانه ی تموم کردن دکترایش است. اریکا که مطالعات شرق آسیا می خونه و تازه با الکسی آشنا شده بود از الکسی پرسید که فرق فیزیک نظری با فلسفه چیه؟ الکسی گفت که در این زمینه جوکی هستش که میگه یک روز یک دانشجوی فیزیک می ره پیش رییس دانشکده دنبال منبع مالی، که من می خواهم فیزیک آزمایشگاهی کار کنم و برای خرید فلان وسیله این مبلغ پول نیاز دارم. رییس می گه که چرا فیزیک نظری کار نمی کنی چون فقط کاغذ می خواهد و قلم و سطل آشغال؛ یا بهتر از آن چرا فلسفه نمی خونی چون فقط کاغذ می خواهد و قلم.