مروری بر برخی از افکار سروش
در اینجا قسمتی از حرفها و عقاید آقای سروش جمع آوری شده. شخصی در جواب نامهٔ آقای سروش به آقای خامنهای اینها رو به عنوان اعتقادات ایشون اورد. من اینهارو میزارم اینجا چون بنظرم خیلی جالبه و خوبه که حفظ بشه. شایان ذکر که بقیهٔ اون مقاله مغلطه بیش نبود ولی این جمع آوری خیلی کار خوبی بود. من نمونه اون رو نتونستم با سرچ تو اینترنت پیدا کنم. امیدوارم برای شما هم سودمند باشه.
در حيطه ولايت باطني، رابطه مريد و مرادي برقرار است، اما در حيطه ولايت سياسي، حتي ائمه هم وجوب اطاعت ندارند چه برسد به فقيه! مردم ميتوانند بر امام معصوم هم خرده بگيرند، انتقاد كنند و در جايي فرمانش را اطاعت نكنند! (سروش، ماهنامه كيان بهمن 77) ولايت منحصر در شخص نبي اكرم است و با رفتن او، ولايت نيز خاتمه مييابد! ولايت پيامبر بعد از او به كسي منتقل نشده است! (كيان آبان 77)
تفكر ديني با استخدام طبيعت منافات دارد يا حداقل خنثي است! (هفته نامه آبان خرداد 78) حقيقت دين همان تجربه فردي ديني است كه در مورد پيامبران «تلقي وحي» نام گرفته و دين هيچ ارتباطي به امور اجتماعي و سياسي و حكومتي ندارد، هر كسي همان قدر ديندار است كه به اين تجربه فردي رسيده باشد. (روزنامه صبح امروز خرداد 78)
ارتداد حق طبيعي هر انساني است! (كيان فروردين 78) هيچ ديني عقلا نميتواند مردم را از انتخاب دين ديگر منع كند چون خود آن دين زاييده انتخاب بوده. (صبح امروز شهريور 78) در تعارض تكاليف ديني و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است! متاسفانه فقهاي ما اطلاعات برون ديني ندارند و متوجه اين نكات نيستند(صبح امروز شهريور 78)
ارزشهاي ديني دائما در تغييراند، اگر روزي فاطمه ميگفت بهترين زنان كسي است كه نامحرم او را نبيند، امروز كسي نميتواند اين را بپذيرد!(ماهنامه زنان دي 78) فرهنگ شهادت خشونت آفرين است! (روزنامه نشاط خرداد 78) در تاريخ جديد خدايي كه مومنان كشف ميكنند ممكن است با خدايي كه گذشتگان كشف و تجربه ميكردند متفاوت باشد! (كيان ش 52)
مخالفت محققانه با دين كفر نيست. چون كفر موضعگيري در مقابل خداست ولي مخالف دين از روي تحقيق در قبال خدا موضعگيري نكرده است. (راه نو مرداد 77) مفاهيم ديني مانند ذم دنيا، رضا به قضاي الهي و توكل و زهد و … مناسب دوران تاسيس يك نهضت و انقلاب ميباشد، چون لازمه انقلاب، بريدن از دنيا و از خودگذشتگي است، اما براي دوران ثبات، كارآيي ندارد! (روزنامه ايران دي 77)
دين ورزي روحانيان، عوامانه و مصلحتانديشي است، عاطفي، تقليدي، تعبدي، سنتي و ميراثي است. ملاك، حجم عمل است نه انديشه و تعقل. روضهخوانيها و زيارات دسته جمعي، تعصب و تجزم و تكفير و طرد، در اين نوع دينداري، زياد به چشم ميخورد. (كيان بهمن 78)
قرائت هاي مختلف از دين زدودني نيستند و همه را بايد به رسميت شناخت، اينها در ذات يكي هستند (روزنامه ايران دي 78) جهان مدرن پرده از رازهاي موهوم ديني برداشته و دين را از صحنه اجتماعي به يك حيطه كاملا فردي عقب رانده است (كيان مرداد 77)
احكام اسلام آميخته به اسطورهاند و اگر از آنها اسطورهزدايي شود به راحتي به مرور زمان قابل تغيير اند. مثلا حجاب جنبه اسطورهاي دارد نه اينكه براي حفظ عفت باشد! (ماهنامه زنان دي 78) انقلاب ما بر اساس اسلام اسطورهاي بنا شده، نه اسلام عقلاني. روحانيت ما هميشه عوامزده و دنبالهرو عوام بودهاند و عوام هم اسلام اسطورهاي را بهتر قبول ميكنند تا اسلام عقلايي (روزنامه نشاط خرداد 78)
حكومت ديني جلوي رشد علمي مردم را ميگيرد. در نظام لائيك تركيه، روحيه علمجويي و حقيقتطلبي بهتر رشد كرده است زيرا آنجا ارزش هاي ديني را با علم مخلوط نكردهاند (نشاط خرداد 78) اگر قبول كنيم اسلام يا پارهاي از احكام آن سياسي است، بايد اين احكام، موقت باشند چون حكم سياسي موقت است. (كيان فروردين 78)