در محافل خبری میشنویم که کشور‌های جهان باید ایران را در تنگنا قرار دهند تا به خشونت علیه مردم خود ادامه ندهد. این پیشنهاد در نگاه اول میتواند موثر واقع شود ولی‌ چناچه وضع فعلی‌ ایران را ببینیم متوجه میشویم که ایران در حال حاضر هم تحریم هست! تحریم‌هایی‌ که از ۳۰ سال پیش با سقوط حکومت شاهنشاهی در ایران آغاز شده، بعد از ماجاری گروگانگیری ۴۴۴ روزه شدید تر شد، در سال ۱۹۹۴ با امضای بیل کلینتن مواردی به آن اضافه شد و با چالش‌های هسته‌ای ایران، ابعاد جدید تری بخود گرفت. بلکه نه تنها بیانیه‌های شورای حکام در مورد ایران، قطع ارتباط مستقیم موسسات مالی‌ و بلوکه کردن دارایی‌های ایران چندان توفیقی را حاصل نیاورد بلکه سبب شد که دولتمردان ایران بتدریج بیاموزند که چگونه مستقلا کشور را به پیش ببرند. تمام این تحریم‌ها چه سیاسی و چه اقتصادی مستقیما متوجه مردم بود و هیچ کدام به طرز موثری نتوانست موجبات عقب نشینی را فراهم آورد.

در حل حاضر هم چنانچه تحریم سیاسی افزایش یابد، ایران بیشتر منزوی میشود و به سوی کرهٔ شمالی شماره ۲ پیش خواهد رفت. منزوی از جامعه بین المللی با مردمی فقیر که در بدترین شرایط ممکن در اوج اختناق و فلاکت زندگی‌ میکنند. شاید اگر تشر‌های محکم تر و سریع تری وارد میشد (بشود) به نحوی که دولت یک دفعه فلج میشد  (بشود) و هزینه‌ای در مدت کوتاهی وارد میکرد، در مقابل مصالح و منافع آینده قابل اغماض بود. در آن صورت مردم ایران (از جمله من و عزیزانم در ایران) حاضر بودند به استقبال ضرر کوتاه مدت به امید آینده روشن بروند ولی‌ با وضع موجود به نظر می‌رسد جامه بین المللی چندان نمی‌تواند آثاری بگذرد چنانکه در برنامهٔ اتمی‌ خواست و توفیق چشمگیری حاصل نکرد! چه برسد به تلاش برای حمایت از دموکراسی در ایران. این مردم ایران هستند که میتوانند شعلهٔ حرکت را پرفروغ نگاه دارند.


والسلام


علی‌