مقایسه مردم سالاری با دین سالاری به بهانهٔ انتخابات.
در کشور ما حقیقتا کدام وجود دارد؟
منبع:Wikipedia
1- دینسالاری (به انگلیسی: theocracy) به نوع خاصی از حکومت گفته میشود که در آن اصالت به قوانین دینی و فرد روحانی داده شدهاست، و نوعی حکومت است که در آن «خدا» مبنای سیاسی یک مملکت بوده و مملکت توسط نمایندگان «خدا» در رأس امور اداره میگردد.
بدین ترتیب مذهب غالب اصلی ترین تعیینکنندهٔ خط و مشی اداره جامعه در نظام دینسالار است.
دینسالاری در تاریخ اسلام نیز به کرات ظاهر گردیده است.
امروزه، از میان ۱۹۲ عضو سازمان ملل متحد، ایران تنها کشوری است که بنا و اساس آن بر مبنای دینسالاری می باشد.
2- دِموکراسی یا مردمسالاری، (به انگلیسی: Democracy) نخستین بار در یونان مطرح شد. دموکراسی نظامی سیاسی است که در آن مردم، نه فرد یا گروهی خاص حکومت میکنند.
گونه های مردمسالاری
میان انواع گوناگون مردمسالاری، تفاوتهای بنیادین وجود دارد.
* مردمسالاری جفرسونی
مردمسالاری نمایندگی:
مردمسالاری نمایندگی به این معناست که تصمیمات مربوط به جامعه، نه بدست اعضای آن، بلکه توسط افراد ویژهای که مردم برگزیدهاند؛ گرفته میشود. شکلهای گوناگون مردمسالاری نمایندگی در بسیاری از سازمانها هم وجود دارد.
مردمسالاری نمایندگی چندحزبی:
نظامهای مردمسالاری نمایندگی چندحزبی در هر یک یا همه این سطوح، هنگامی که رأیدهندگان بتوانند از میان چندحزب در فرآیند سیاسی یکی را گزینش کنند، یافت میشود. ملتهایی که شیوه مردمسالاری چندحزبی را برگزیدهاند، و در آن توده جمعیت بزرگسال از حق رأی در سطوح گوناگون برخوردار است، معمولاً مردمسالاری لیبرال نامیده میشوند. ایالات متحده آمریکا، کشورهای اروپای غربی، ژاپن، استرالیا، نیوزیلند و هند در دسته مردمسالاریهای لیبرال قرار میگیرند.
مردمسالاری نمایندگی تکحزبی:
بعضی از کشورها مانند چین، با این که در آنها تنها یک حزب وجود دارد؛ خود را مردمسالاری میدانند. در این کشورها، در حالی که رأیدهندگان امکان انتخاب از میان احزاب گوناگون را ندارند، انتخابات وجود دارد که از راه آنها نمایندگان در سطوح گوناگون محلی و ملی تعیین میشوند. این کشورها در دسته مردمسالاری نمایندگی یک حزبی قرار دارند. اصلی که معمولاً در مردمسالاری نمایندگی یک حزبی وجود دارد این است که حزب واحد اراده فراگیر اجتماع را بیان میکند. به نظر مارکسیستها، احزاب در مردمسالاریهای لیبرال نماینده منافع طبقات گوناگون هستند. در جوامع کمونیستی، تنها یک حزب ضروری شمرده میشود؛ بنابراین رأیدهندگان، نه از میان احزاب، بلکه از میان نامزدهای انتخاباتی که سیاستهای گوناگونی دارند؛ نمایندگان خودشان را انتخاب میکنند.
مردمسالاری مشارکتی:
در مردمسالاری مشارکتی یا مردمسالاری مستقیم، تصمیمات به طور جمعی بهدست افراد گرفته میشد. این نخستین گونهٔ مردمسالاری بود که در یونان باستان یافت میشد. اقلیت کوچکی از جامعه که شهروند نامیده میشدند، برای بررسی سیاستها و گرفتن تصمیمات مهم به طور منظم گردهم میآمدند. مردمسالاری مشارکتی در جوامع امروزی، که توده مردم از حقوق سیاسی بهرهمندند و برای همه امکان مشارکت فعالانه نیست؛ بسیار محدود است. برخی جنبههای مردمسالاری مشارکتی هنوز هم کاربرد دارند و سازمانهای زیادی در این گونه جوامع از این شیوه استفاده میکنند. برگزاری رفراندومها در سطح ملی برای مسائل مورد اختلاف؛ نمونهای از مردمسالاری مشارکتی است.
شبه مردمسالاری:
شبه مردمسالاری حکومتی است که هرچند در آن مردم حکومت ندارند؛ اما برخی نهادهای مردمسالارانه وجود دارند؛ اگرچه سیاست این گونه حکومتها به ظاهر مردمسالارانه است ولی در عمل نهادهای مردمسالار، خواست مردم را اجرا نمیکنند.
وضعیت امروزی
امروزه جز کشورهای عربستان سعودی، واتیکان، میانمار و برونئی؛ تمام حکومتها خود را مردمسالار میدانند. اما از نظر معیارهای جهانی، کشورهایی چون سوریه، چین،مصر،مغولستان و روسیه مردمسالار به شمار نمیروند.
منتقدین
افلاطون و ارسطو از منتقدان حکومت دموکراتیک بودهاند و آن را بدترین نوع حکومت دانستهاند. از نظر منتقدین حکومت دموکراتیک؛ اکثر مردم شایستگی لازم برای تصمیمگیری در مسائل سیاسی را ندارند. از نظر ایشان، دموکراسی مانعی برای برنامهریزی متمرکز و تصمیمگیری قاطع است و مسیر پیشرفت را دشوار میسازد. هواداران حکومت دموکراتیک باور دارند که این گونه حکومت بهترین راه برای مبارزه با تراکم قدرت است و باعث کنترل سیاسی بهتر برای پیشرفت و توسعه میشود.
از منتقدین در میان رجال معاصر، میتوان به محمود احمدی نژاد اشاره کرد که اعتقادی به مردم سالاری ندارد.
از نظر رئیس چمهور ایران، انقلاب سال ۵۷ ایران برای دست یابی به مردمسالاری نبود، بلکه صرفا برای اسلام بود.
The last two sentences are also from Wikipedia.com!
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 21:37 توسط Ali
|