بالاخره بد از مدتها  کش و قوس و نگرانی و انتظار یکی‌ دیگه از صمیمی‌‌ترین دوستهام یعنی‌ کامیار، کسی‌ که بنیان گذار این وبلاگ هست داره میاد. ما ۶ سال تو ایران دوست و هم کلاسی بودیم. کامیار جزو آخرین دوستهامون بود که از ایران نیومده بود.

الان که دارم این پست را مینویسم، کامیار سوار هواپیما هست و چون فقط۲ ساعت مونده که برسه الان بر فراز آمریکا هست. عکس مسیر پرواز رو اینجا می‌گذارم.

بی‌ صبرانه منتظریم که از نزدیک ببینیمت و دیداری تازه کنیم. الان درست از ۱۶ اگوست  ۲۰۰۷ یعنی‌ روزی که اومدی فرودگاه برای خداحافظی من، ندیدمت. یاد اون کارت خداحافظی که میفتم خدا رو شکر می‌کنم که این بار که میخونمش دیگه اشک تو چشمام نمیاد. یادت هست برام چی‌ نوشتی‌ وقتی‌ داشتم میومدم؟

...

دل من دیر زمانی‌ است که میپندارد

دوستی‌ نیز گلی‌ است

مثل نیلوفر و ناز

ساقهٔ ترد لطیفی دارد

زندگی‌ گرمی‌ دل‌های به هم پیوسته است

تا در آن دوست نباشد همه در‌ها بسته است

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است

...

 امیدوارم که روز به روز پله‌های ترقی‌ را همه با هم پشت سر بذاریم و یاران خوبی‌ برای هم و در کنار هم باشیم.

 

کامیار جان خوش اومدی به آمریکا.

 

علی‌

 

پی نوشت: با تشکر از محمود عزیز که در تهیهٔ این پست من را یاری کرد.

 

 

عکس مسیر پرواز: