از نا کجا آباد(3)
کاش میشد در روزی زیست که نه دیروز داشته باشد و نه فردا.
کاش میشد در جایی زیست که نه ساخته شود نه خراب.
کاش میشد در فضایی زیست که نه بالا داشته باشد نه پائین.
کاش میشد در جاده ای راه رفت که نه ابتدا داشته باشد نه انتها.
کاش میشد به ترانه ای گوش داد که نه آهنگ داشته باشد نه شعر.
کاش میشد به رنگی نگریست که نه سفید باشد نه سیاه.
کاش میشد خودی بود که نه فرشته باشد نه شیطان.
...
کاش میشد انسانی بود در سیلان.
...
علی
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی ۱۳۸۷ ساعت 7:21 توسط Ali
|