...

 

هیچ با خود نیندیشیده بودم که شاید روزگارانی بخواهم استواری دیوار پشت سر را به کسی‌ نشان دهم،

و هیچ نمیدانستم چه مسرت بخش خواهد بود حمایت کردن از دو شانه، دو دست، دو نگاه، یک قلب و سر انجام از یک نسل، از یک دنیا.

همان دم که فهمیدم دیوار افریده شده ام، نگاه خویش از حمایتت بر نگرفتم و بر نخواهم گرفت تا ابد.


به یک معشوق در آینده

...


علی