بعضی ها هیچ نزدیکیی با آدم ندارند ولی در امور آدم دخالت می کنند و مثلا به نظر خودشون راهنمایی(بخوانید فضولی) می کنند. برخی سوالات و حرکات واقعا آزار دهنده هستند، مثلا از یک دختری که کمی سنش بالا رفته بپرسند که چرا شوهر نمی کنی یا از یا مادر وی  بپرسندچرا دخترت را شوهر نمی دهی؟ یا به یکی که چاقه بگویند که چرا خودت را لاغر نمی کنی؟

مشکل وقتی شدیدتر میشه که اون شخص نسبت به آدم دورباشد، هرچه روابط افراد دورتر، این سوالات و حرکات آزار دهنده تر. اصلا یکی را بار اول است که می بینی یا یک سلام- علیک ساده داری بعد طرف خودش را داخل ماجرا می کند. این جاست که دیگه آدم کفری می شه.

من نمی دونم این افراد با خودشون چه فکری می کنند، یعنی خود طرف نمی فهمد چه بکند؟ نمی فهمد این مشکل را دارد؟ مگه تو وظیفه ی هدایت همه ی افراد را داری؟ در یک کلام بابا جون به تو چه؟