این همه چریده ای کو دنبه ات؟
چند روز پیش (دوازدهم و سیزدهم مارس) روز جهانی تظاهرات آن لاین علیه سانسور در اینترنت بود. قرار بود که سایت ها و وبلاگ ها علیه این قضیه به صورت آن لاین تظاهرات کنند. با این که ایران از معدود کشورهای دشمن اینترنت شناخته شده است من در هیچ وبلاگ و سایت داخلی ندیدم که علیه این قضیه واکنش نشان دهد. پنج – شش سال پیش هیچ خبری از فیلترینگ نبود چه سایت سیاسی و چه سایت های مستهجن. فیلترینگ کم کم ایجاد شد و با فیلتر کردن چند سایت محبوب از جمله اورکات خود را به همه نشان داد. امروزه دیگر همه چیز دارد فیلتر می شود و باید پرسید که چه سایت هایی فیلتر نمی شود. همه ی سایت های محبوب به جز یاهو 360 و جیمیل و یاهو میل و نیز سایت های سیاسی که کمی تا اندکی منتقد هستند فیلتر شده اند؛ از اورکات گرفته تا فیس بوک، از فلیکر گرفته تا یوتیوب، از روزآنلاین گرفته تا بی بی سی فارسی و بازتاب خدابیامرز و امروز و نمی دانم چی چی همه و همه از دست این دیو پلید در امان نیستند. جالب است بدانید که سرچ کلمات در سایت بی بی سی انگلیسی هم مشمول فیلتر است. قضیه از این حرف ها هم گذشته است و امروزه این فیلترینگ دارد دیگر خرخره ی اینترنت را آن چنان می فشرد که دارد آن را خفه می کند، از کلمات گرفته تا فیلترینگ هوشمند!! یک نرم افزاری به نام لاتک (La*Tex) وجود دارد که برای تایپ مقالات علمی به کار می رود و اگر شما مقاله یتان را با این فرمت سابمیت کنید خود به خود جلوی غلط های تایپی آینده را می گیرید و یا در مورد مجلاتی که محدودیت صفحه دارند اگر با فرمت آن ها تایپ کنید مطمئن هستید که آن محدودیت را رعایت کرده اید. خوب آن اوایل که زیاد وارد نبودم و البته الان هم نیستم فلذا می خواستم که کمی در مورد آن سرچ کنم که فهمیدم ای دل غافل، این هم از کلمات ممنوعه است. تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که احتمالا ذهن پلید آنان متوجه لاتکس بوده که در ساخت کاند*وم به کار می رود. اف بر آنان. باز هم باید گفت که کار از فیلتر کردن کلمات دو پهلو هم گذشته است و شامل هر چیزی که فکرش را هم نتوانید بکنید هم می شود. چند وقت پیش برای سابمیشن مقاله دیدم که حداقل یکی از ISP ها (سپنتا) دیگر در سایت ScienceDirect (سایت صد در صد علمی)، Author’s Guide و Submit your paper را هم فیلتر کرده است. به ذهن نخودی من که چیزی نرسید، احتمالا فقط به ذهن شیطانی امثال آن سردار تهرانی چیزهای پلیدی می رسد.
فصل، فصل خرید است و رزوهای شلوغی خیابان ها. باز نیروی انتظامی عرضه اندام کرده است و در تمام مکان های محتمل نیروهای خود را گماشته است. همه جا پلیس های گردن کلفت را همراه آبجی کماندوها می توانی ببینی.
خیلی چیزهای دیگر هم می توان این جا اضافه کردکه از خیرشان می گذرم. همه ی این ها با هدف صیانت از افکار و اعمال مردم توجیه می شود. من به درستی و غلطی استدلال کاری ندارم، من به نتیجه کار دارم. می خواهم بدانم این همه محدودیتی که انجام می شود، نتیجه اش چه شده است؟ می خواهم بدانم جز این که ایران در سرچ کلمات مستهجن اول شود، جز این که ملیون ها معتاد داشته باشیم، جز این که سالانه هشت ملیون! پرونده ی قضایی داشته باشیم و به قول رییس قوه قضاییه جامعه به بیماری ارتکاب جرم مبتلا شود، جز این که این همه جراحی بینی و پلاستیک انجام شود، جز این که ایران از حیث اعمال جراحی تغییر جنسیت در دنیا پس از تایلند در مقام دوم قرار بگیرد، جز این که پسرها بروند هایلایت کنند و دخترها موهای خود را تماما مش، جز این که از بقال و چقال گرفته تا مجری تلویزیون ابرو بردارند، جز این که چهره ی برخی از دخترها را از بس رنگ و نمی دونم هزار تا کوفتی که به صورت می مالند نتونی تشخیص بدی! جز این که در شهری مثل تهران بنابر آمار متفاوت از چند ده هزار تا چند صد هزار فا*حشه داشته باشد، جز این که زنان و دختران از روسری پوش گرفته تا مقنعه پوش، از سیزده ساله گرفته تا پنجاه ساله از مزاحمت های خیابانی در امان نباشند، چه چیزی عاید شده است؟ این ها من را یاد این ضرب المثل می اندازد که "این همه چریدی کو دنبه ات؟"