برف ، مشکلات و هیجان ها
این روزها ایران یکی از سردترین روزهای خود را در طول سه دهه ی اخیر می گذراند. مشکلات ناشی از بارش برف و غلبه بر این مشکلات آن یک دغدغه و بحران هیجان انگیز شده است علی الخصوص برای کسانی که واقعا درگیر نشده اند، نه گازشان قطع شده است، نه نیازی به خروج از منزل دارند. طبیعت آدمی است که از هیجان خوشش بیاید مثل سوار شدن بر وسایل بازی در شهر بازی می ماند وقتی که می دانی خطر چندانی هم ندارد. خلاصه سرگرمی خوبی برای مردم شده است. همه به هم زنگ می زنند که با سرما چه می کنید و این جور حرف ها. به جای این که آدم برود در کوه کمپ بزند آن هم با خطرات احتمالی که ممکن است مرگ یکی از آن ها باشد این بار برف کوهستان به خانه ی مردم آمده است. مثلا یکی از اقوام ما که منزلشان دو – سه کوچه بیشتر با کوه فاصله ندارد الان در خانه زندانی شده اند. با بارش برف 70 سانتی متری نه ماشین می تواند از آن جا خارج شود و نه آدم. امروز دیدم یکی از اساتید به همه ی دانشجو های دانشکده یک عکسی رو از آدم برفیی که جلوی دانشکده ساخته اند فرستاده است. گویا ایشان خیلی ذوق کرده بودند. البته ذوق هم دارد.
خلاصه برویم سر اصل مطلب. مردم مشکین شهر دیشب با دمای منفی بیست و هشت درجه سانتیگراد گاز نداشتند. همچنین برخی از مناطق تهران با افت گاز همراه بوده و در برخی از مناطق هم حداقل برای مدت زمانی قطع شده است. از طرفی چند روز پیش هم ترکمنستان گاز ارسالی به مناطق شمال شرقی ایران را قطع کرده است و خواستار دو برابر کردن قیمت گاز شده است. همه ی این ها دست مایه ای شده است بر برخی افراد در داخل یا خارج از کشور که دولت را بی کفیاتی و بی تدبیری متهم کنند که چگونه کشوری که بر منابع عظیم گازی خوابیده است این گونه دچار بحران شده است. بگذارید این جا از دوزار سواد مهندسی ام استفاده کنم و کمی راجع به این قضیه توضیح دهم
ببنید از لحاظ مهندسی هیچ گاه ما طراحی خود را بر اساس پیک انجام نمی دهیم. اگر مشکل کمبود خیلی جدی نباشد می توانیم سیستم را برای 80 درصد پیک سالانه طراحی کنیم. حالا اگر مشکلات کمبود جدی تر باشد مثلا ممکن است 80 درصد پیک ده ساله را برگزنیم. من سر رشته ای در طراحی لوله های گاز رسانی ندارم اما با مقایسه با طراحی های مشابه، می دانم که معقول نیست که سیستم را برای چنین شرایطی که هر چهل – پنجاه سال یک بار اتفاق می افتد طراحی نماییم و اگر چنین کاری شده باشد آن طراح باید مورد بازخواست قرار بگیرد. در طراحی ها عموما کد هایی که اغلبشان هم بین المللی هستند وجود دارد که طراح را ملزم به تبعیت از خود می کنند. وقتی می گوید فشار یا سرعت در لوله باید این قدر باشد طراح حق ندارد آن را کم و زیاد کند. این جا فقط مساله ی تولید گاز و فرستادن آن به درون لوله ها نیست بلکه خیلی پارامترهای دیگری هم هست روی این قضیه تاثیر می گذارد به عنوان نمونه نمی توان گاز را با هر فشاری وارد مبادی ورودی کرد چرا که لوله ها تاب تحمل هر فشاری را ندارند همچنین ممکن است پمپ هایی که برای تامین فشار مورد نظر به کار می روند توانایی تامین فشار مورد نظر را نداشته باشند.
به طور خلاصه ممکن است در این زمینه کم کاری هایی صورت گرفته باشد اما شرایط طبیعی این است که گاز برخی از بخش ها دچار مشکل شود و به جز اهل فن (که یقینا تعداد آن ها بسیار محدود است ) کسی نمی تواند بگوید که چه میزان از این نارسایی ها طبیعی و چه میزانی از آن ها ناشی از کم کاری های احتمالی است. البته باید به مردمی هم که در این سرمای فوق العاده شدید گازشان قطع شده است حق دهیم که شدیدا معترض باشند.
در مورد گاز ترکمنستان هم به نظر نمی رسد که خرید گاز از کشور همسایه مشکلی داشته باشد. چرا که مسائل اقتصادی و فنی و احتمالا سیاسی سنجیده شده است و در نهایت این راه حل برگزیده شده است. فرض کنید بخواهیم به شمال شرقی کشور گاز رسانی کنیم. این امر باعث می شود که قطر همه ی لوله های سر راه در یک و اندی ضرب شود. حالا شما این مقدار را در 2000 کیلومتر فاصله ی موجود از مبدا تا مقصد ضرب کنید ببینید چه قدر فقط هزینه ی لوله گذاری بیشتر می شود. به هر تقدیر اگر در این جا نقدی وارد باشد به وزارت خارجه است و نه وزارت نفت که یک کشور ضعیف و حقیری مثل ترکمنستان اجازه می یابد با ما چنین گربه رقصانیی بکند. البته گویا این مشکل هم رفع شده است و گاز آن مناطق تامین گردیده است.