وقتی وارد دانشگاه شدم به این فکر می کردم که اگر روزی من رو "مهندس" صدا کنند چه حسی بهم میده؟ البته از همون سال اول بعضی از اساتید ما رو هم مهندس صدا می کردند اما وقتی رسما مهندس صدایم می کردند که درس هام تموم شده بود و رفته بودم کارآموزی. اون جا فهمیدم که "مهندس" هیچ حسی رو در من القا نمی کنه. گدشت و ما شدیم حل تمرین. اون جا هم بعضا ما رو "استاد" صدا می کردند. فهمیدم "استاد" هم هیچ حسی رو در من القا نمی کنه. به این فکر می کنم ممکنه عنوان مثل  "آقای رییس جمهور" [شما: زرشک، من: خدا بدور] هم بعد از مدتی عادی بشه؟

اما بعضی خیلی دنیاشون کوچیکه. این عنوان ها براشون خیلی مهمه. یک بار یکی از بچه ها پاورپوینت ارائه ی تزش را به استادش نشون داده بود. اون هم (که احتمالا سرسری دیده بوده) گفته بود خوبه فقط اولش به جای استاد راهنما : دکتر فلانی بنویس پروفسور فلانی. خلاصه بچه ها هم بول گرفتند اذیتش می کنند می گند پروفسور فلان، پرفسور فلان.

والا ما هرچی کتاب از آدم های گردن کلفت دیدیم روی جلد فقط اسمش را نوشته، نه دکتری، نه پرفسوری، نه استادی چیزی. حداکثر چیزی که من دیدم اینه که در صفحه ی داخلی جلوی اسمشون یک عنوان Ph.D. می آورند. البته فقط بعضی از ناشرها و  بیشتر هم برای کسانی که معروف نیستند این جوری می نویسند. یک چیز جالبی که این وسط پیش میاد این که وقتی کتابی ترجمه می شه اسم نویسنده بدون عنوان می آید مثلا "ری فلان" (آدمی که در روشی که دنیا رو متحول کرده است یکی از پیشگامان بوده است) بعد مترجم پروفسور یا دکتر یا حتی مهندس بهمان.

مادرم یک دوستی دارد که اسمش فهمیه است. دکتر فهیمه ... . خلاصه اون تعریف کرده بود که یکی از خانم های فامیل شوهر همیشه اونو فهیمه صدا می زده. می زنه و اون خانم با یک آقای مهندس ازدواج می کنه. یک روز این خانم دکتر از اون فامیل شوهرش می پرسه آقای مثلا محمدی چه طوره؟ اون خانمه هم بهش بر می خوره و زنگ می زنه به شوهر این که چرا به شوهر من گفته آقای محمدی باید می گفت آقای مهندس. شوهر این خانوم هم فامیلشون رو می شوره می اندازه کنار که (شوهر به این می گویند ها! قابل توجه خانم ها)  زن من دکتره، متخصصه، تو بهش می گی فهیمه اون بیاد به شوهر تو بگه آقای مهندس؟؟