دیروز جوزف تیلور برنده ی جایزه ی نوبل فیزیک در سال 1993 در دانشگاه ما سخنرانی داشت.

 Joseph Taylor

 

استقبال به حدی بود که حتی به بعضی از اساتید جا نرسید و به ناچار بیرون از جلسه ماندند. عکس زیر نمایی از بیرون سالن است.

 نمایی از بیرون سالن

در آخر کار به خبرنگاران اجازه داده شد سوالات خود را بپرسند. بلا استثناء همه ی سوالات آن ها مورد اعتراض حاضرین قرار گرفت. هیچ یک بلد نبودند که یک سوال درست و حسابی بپرسند. منظورم از سوال درست و حسابی پرسش در مورد نظریه ی ریسمان ها و m-theory  و این جور مسایل نیست بلکه هزاران سوالی است که از یک آدم موفق می توان پرسید.

 مثل آخوندها که هر جا سخنرانی داشته باشند باید یک سری هم به کربلا بزنند ما ایرانی ها هم نمی توانیم خود را از سیاست دور کنیم و سری به سیاست نزنیم. این خبرنگارها هم یک سوالاتی در مورد تحریم و این خزعبلات پرسیدند. به قول بقل دستی من آقا را با بوش اشتباه گرفته بودند. یکی آمد شاهکار بزند پرسید "اگر از ایران کسی بخواهد شرکت کنه چی کار باید بکنه؟" یکی آن وسط کمکش کرد و جمله اش را تکمیل کرد " در جایزه ی نوبل شرکت کنه " [تمسخر و اعتراض حضار]

نابغه شان هم یک سوال تکراری پرسید که "دیدشون درباره ی ایران قبل از سفر  و الان چگونه است؟" یعنی اصلا گوش نداده بود که در جلسه چی مطرح می شود، اتفاقا آن دانشجویی که این سوال را پرسید تنها دانشجویی بود که سوالش را به فارسی مطرح کرد. این سوال هم سوال چندان جالبی نیست؛ انتظار هم این است که در پاسخ  بگوید من فکر می کردم ایرانیان camel سوار هستند و الان می بینم به به از آمریکا جلوتر هستند. و صد البته تم پاسخ پروفسور تیلور هم همچین چیزی بود. البته خیر سرشان بعضی خبرنگار مخصوص دانشگاه هستند. به هرحال برای داشتن چنین خبرگزاری هایی متاسفم.