ابراز محبت
ابراز محبت، کاری که برای بسیاری از ایرانیان تقریبا غیر ممکن است (البته به غیر از اهالی محترم شمال که به همه و آن هم به صورت مصنوعی ابراز محبت می کنند) آدم های کمی را دیده ام که به راحتی مکنونات قلبی خود را به زبان بیاورند و اصولا در فرهنگ ما این کار نوعی تابو است. همین علی، صحنه ای را که دقیق به خاطر دارم چند بار سعی کردم به وی بگویم از صمیم قلب دوستش دارم اما هرچه کردم نشد. این عدم ابراز محبت مشکلات فراوانی را ایجاد می کند. ممکن است شما شخصی را خیلی هم دوست داشته باشید اما وی به هیچ نحو وجود یا میزان آن را نفهمد. برای اطرافیان من زیاد این سوء تفاهم ایجاد شده است. روزی یکی از دوستان به من گفت که تو هیچ کس را دوست نداری، در صورتی که نه تنها خود وی را خیلی دوست داشته و دارم بلکه حداقل در برهه ای از زمان دیدن مداوم وی یک نیاز روحی من بود البته عامل جدایی نسبی ما مشغله ی فراوان ایشان بود.
حالا شما از همین دوستی های ساده بگیرید تا رابطه ی زن و شوهر. با این که همه ی روانشناسان ، ابراز علاقه به همسر را برای شیرین تر شدن زندگی ضروری می شمارند ولی تا آن جا که می دانم اکثریت در بیان عواطف خود علی الخصوص پس از تولد فرزندان عاجزند (*). حتی بسیاری از دوستی های خیابانی دختران و پسران هم تا آن جا که گفته می شود و من دیده ام با متلک آغاز می شود که در بهترین حالت می شود مثلا "خوشگله کجا می ری؟". بگذارید یک مثال بزنم. خانمی که مقیم یکی از کشورهای غربی بود در وبلاگش نوشته بود روزی در خیابان سیاهپوستی داشت می گذشت (از همان ها که لباس های اجق وجق می پوشند) که ایستاد، نگاهی به من کرد و در حالی که از کنار هم می گذشتیم گفت که عجب چشم های قشنگی داری آیا زن من می شوی؟ من گفتم ، من شوهر دارم. گفت اگر نداشتی زن من می شدی؟ حالا شما چنین گفت و گویی را مقایسه کنید با عبارت بالا. فکر می کنم تحمل عباراتی که در ایران استفاده می شود برای یک دختر سخت تر باشد تا چنین گفت و گویی (**)
یکی از دوستان من چند سال است که از دختری خوشش می آید و می خواهد با وی ازدواج کند اما تاکنون نتوانسته است موضوع را با وی در میان بگذارد و دائم به در می گوید تا دیوار بشنود. یا آن یکی دوستم که آن قدر مس مس کرد که آن دختر رفت پی کار خودش و فرصت از دست رفت. یا آن دختری که از پسری خوشش می آمد اما آن قدر کشش داد تا لیسانسشان را گرفتند و هر کدام به سوی خود رفتند.
من این مساله را به عنوان یک مساله ی اجتماعی بررسی کردم. این که این ابراز محبت در کجاها مناسب و در کجاها نامناسب است خود بحثی دیگر است.
شخصی هم به درستی در وبلاگش اشاره کرده بود که هر چه قدر به افراد بیشاری بگویید دوستشان داری به همان اندازه ارزش آن ها کم می شود
* و ** : چون در این زمینه ها هیچ تجربه ای ندارم حدس خودم را نوشتم
این پست خیلی ویرایش نشده است در نتیجه نظرات می تواند به تصحیح آن کمک کند (به بیان دیگر من هیچ تعصبی روی نوشته ی خود ندارم) البته این پست را با تردید می گذارم و ممکن است بعدا پاکش کنم.
پ.ن: اسم وبلاگ ها را ننوشتم چون یادم نیست آن ها را کجا خواندم